<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title> .</title>
<link>http://my-memorandums.blogfa.com/</link>
<description> </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 29 Mar 2008 22:40:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>6- بزرگ شدن یعنی...</title>
<link>http://my-memorandums.blogfa.com/post-6.aspx</link>
<description>&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000 size=2&gt;من, لحظه,زندگي,&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;FONT size=2&gt;واين يك اغاز دوباره از دفتر زندگي من است كه با بهار شروع مي شود...&lt;BR&gt;با لحظه هايي كه هنوز بوي يا مقلب القلوب مي دهد...&lt;BR&gt;درختاني پر از شكوفه هاي سفيد و صورتي ...&lt;BR&gt;و باران بهاري كه به بهانه سيراب شدن زمين وسرمستي طبيعت مي بارد...&lt;BR&gt;وباز با خودم مي گويم: 1 سال ديگر هم گذشت!&lt;BR&gt;نمي خواهم از نداشته ها بگويم, چون هنوز هم خيلي از انها را ندارم.&lt;BR&gt;نمي خواهم از ارزوهاي محال بگويم, چون ديگر برايم پوسيده اند.&lt;BR&gt;وقتي خوب فكر كني... &lt;BR&gt;مي بيني كه بزرگ شدن به اين نيست كه هر سال قد و وزنت اضافه شود...&lt;BR&gt;بزرگ شدن در درون توست&lt;BR&gt;در پشت احساس توست&lt;BR&gt;در روح و در قلب توست&lt;BR&gt;بزرگ شدن يعني اينكه &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;ياد بگيري &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000 size=2&gt;چطور اهنگ درونت را با صداي قدمهايت يكي كني!&lt;BR&gt;بزرگ شدن يعني اينكه حس كني كه فاصله دستهايت &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000 size=2&gt;با اسمان فقط به اندازه يك چشم روي هم گذاشتن است!&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000 size=2&gt;بزرگ شدن يعني اينكه بفهمي در زندگي بيشتر از انچه نمي داني,نمي داني!&lt;BR&gt;بزرگ شدن يعني اينكه براي نداشته ها تلاش كني و شكرگذار داشته ها باشي!&lt;BR&gt;و...............شايد...............&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000 size=2&gt;بزرگ شدن يعني اينكه باور كني, درونت هم باورش شده , كه باورش كرده اي!!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 29 Mar 2008 22:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=my-memorandums&amp;postid=6</comments>
<dc:creator>my-memorandums</dc:creator>
<guid>http://my-memorandums.blogfa.com/post-6.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>5- باز بوی بهار می اید....</title>
<link>http://my-memorandums.blogfa.com/post-5.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#000000 size=2&gt;باز بوي بهار مي ايد, بوي نسترن و سوسن, &lt;BR&gt;بوي سبزه هاي خيس, بوي لحظه هاي تازه شدن...&lt;BR&gt;باز هم ميهماني جوانه ها در خاك و رقص پروانه در دامن دشت...&lt;BR&gt; باز هم تكرار اهنگ نو شدن...&lt;BR&gt;دلم بي قرار يك باران بهاريست, دلم پر از عشق و تازگيست....&lt;BR&gt;دلم باز براي با هم بودنها تنگ است و حرفهايم پر از واژه ... &lt;BR&gt;از شب سرد يلدا تا اولين صبح بهار , از اغاز جدايي ها وانتهاي ديدار...&lt;BR&gt;واين  تازه شدن و نو شدن......و.....&lt;BR&gt; تجربه اي ديگر براي بزرگ شدن ....&lt;BR&gt;كه با بهار مي ايد....&lt;BR&gt; بهار مي رود اما اين احساس در من و قلب من مي ماند...&lt;BR&gt;من براي حضورش جشن مي گيرم ...&lt;BR&gt;من براي بودنش ترانه ئ مهر مي خوانم ...&lt;BR&gt;به زندگي و زنده بودن عشق مي ورزم ...&lt;BR&gt;به شاخه هاي سبز نارون وفادار مي مانم ...&lt;BR&gt;                 ..........&lt;BR&gt;كه تا ابد &lt;FONT color=#009900&gt;سبز &lt;/FONT&gt;بمانم و &lt;FONT color=#009900&gt;سبز&lt;/FONT&gt; زندگي كنم ...&lt;BR&gt;كه تا ابد راست بمانم و ايستادگي كنم ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 16 Mar 2008 10:56:23 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=my-memorandums&amp;postid=5</comments>
<dc:creator>my-memorandums</dc:creator>
<guid>http://my-memorandums.blogfa.com/post-5.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>4- بهانه زندگي...</title>
<link>http://my-memorandums.blogfa.com/post-4.aspx</link>
<description>باز هم صداي آشناي حرفها و خنده هاي تو!&lt;BR&gt;شعر رفتن را زمزمه مي كني ولي در من آهنگ ماندن را بيدار مي كني!&lt;BR&gt;نمي دانم چرا هر وقت اين صدا ها را مي شنوم, بي اختيار به خاطره هاي &lt;BR&gt;كودكي مي رسم .به لحظه هايي كه خواب و خيال در روزها گم بود و شب &lt;BR&gt;خالي از اين دغدغه ها... انگار ,&lt;BR&gt;ترانه كودكي, بهترين ترانه ايست كه از ياد نخواهد رفت و كهنه نمي شود.&lt;BR&gt;دستاني كوچك و گرم, براي نوازش يك عروسك!&lt;BR&gt;دوستاني نزديك, آرزوهايي به بزرگي دريا و زندگي در لحظه و زمان حال!&lt;BR&gt;بي تاب شدن براي يك گردش, براي يك ميهماني!&lt;BR&gt;گم شدن در مدادرنگي ها و برگهاي سپيد دفتر نقاشي !&lt;BR&gt;از همه چيز دور شده ايم.. از تمام بهانه هاي قشنگ !&lt;BR&gt;و حالا..... كه بزرگتر شده ايم .........&lt;BR&gt;حرف از فرداها, از زندگي, از ارزوهاي بزرگ و گاه محال! از دنياي پر از خيال!&lt;BR&gt;من همه اينها را به خدا گفتم  من از اول بودن تا اخر ماندنم را .... &lt;BR&gt;از اينكه چرا هستم و بايد باشم را پرسيدم ....&lt;BR&gt;نمي خواهم بگويم اينجا كجاست و من كيستم!&lt;BR&gt;اينها را هزار بار برايم گفته اند و من مثل يك مشق شب هزار بار نوشته ام!&lt;BR&gt;واين بار هم , باز ...&lt;BR&gt;از تو خواستم كه كمكم كني در پشت اين بن بست پر سوال نمانم!&lt;BR&gt;و چقدر خوب به يادم انداختي در لحظه اي كه از هيچ همه چيز مي خواستم,&lt;BR&gt;چگونه داشته هايم را در اين بي نهايت دنيا, بهترين داشته ها بدانم!&lt;BR&gt;كاش هميشه يادم بماند حرفهايي كه گفتي... و حرفهايي كه گفتند....&lt;BR&gt;چيزهايي كه مي دانست ولي برايش ارزشي قائل نبودم!&lt;BR&gt;باوري كه داشتم, ولي هيچگاه برايم اينقدر باور كردني نبود!&lt;BR&gt;تو راست مي گفتي! ............اينكه ..............&lt;BR&gt;هميشه , آنچه كه تو مي خواهي مال تو نيست.&lt;BR&gt;هميشه لحظه اي كه تو برايش تلاش مي كني, مي ماند و خاطره مي شود.&lt;BR&gt;شايد در كودكي از تمام اين سوالها به دور بودم .....&lt;BR&gt;ولي حس مي كنم كه اين روزها بهتر به دنبال بهانه هاي قشنگ زندگي ام!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 03 Mar 2008 10:38:52 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=my-memorandums&amp;postid=4</comments>
<dc:creator>my-memorandums</dc:creator>
<guid>http://my-memorandums.blogfa.com/post-4.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>3- یک حس آشنا...</title>
<link>http://my-memorandums.blogfa.com/post-3.aspx</link>
<description>از حجم تنهايي مي نويسم. از خيالهاي در هم رفته ام.&lt;BR&gt;از سكوتي كه در فضاي خالي اتاق ميان ثانيه گره مي خورد.&lt;BR&gt;از دلم, از تمام خاطرات فراموش شده ام .&lt;BR&gt;از عبور تند لحظه ها كه در نگاهم فقط يك پلك به هم زدن است .&lt;BR&gt;از احساسم كه در رود زمان جاريست و مي خروشد .&lt;BR&gt;از تمام لحظه هاي زندگي ...&lt;BR&gt;و تك تك دقايقي كه هر كدام, نشانه اي براي حرف تازه ايست!!!&lt;BR&gt; ................!!!&lt;BR&gt;آنچه من فهميده ام و باور دارم اين است كه نبايد همنشين مرداب شد و پوسيد!&lt;BR&gt;اين را در تجربه تنهايي هايم درك كرده ام....كه....&lt;BR&gt;اينجا زمين است و من مسافر روزهاي زندگي ...&lt;BR&gt;سخت است !!!&lt;BR&gt;ساده فكر كردن و در ترديد نماندن و وسعت آبي دريا را به زلالي يك بركه ديدن!&lt;BR&gt;در شب بودن و از آفتاب گفتن! غصه دار بودن و خنديدن! خواب بودن و حقيقت راديدن!&lt;BR&gt;اين انعكاس روزهاي زندگيست ....&lt;BR&gt;من از درونم مي گويم . از همه سالهايي كه زندگي كرده ام و با هر كدام يك خاطره دارم.&lt;BR&gt;انگار چيزي شبيه يك حس آشنا مرا از تمام انچه برايم سخت و باورنكردني ست مي رهاند.&lt;BR&gt;... به آن اعتماد مي كنم ... &lt;BR&gt;برايش حرف مي زنم. از خواسته هايم مي گويم. چيزي نمي بينم , اما احساسش مي كنم.&lt;BR&gt;و چقدر اين احساس دوست داشتني ست .....&lt;BR&gt;وقتي كه تو از آينده مي گويي , از آرزو ها و فرداها و آن فقط ترا به آينده اميدوارتر مي كند .&lt;BR&gt;بي آنكه دلت را بشكند يا حتي از سختي راه بترسا ند!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 01 Mar 2008 14:44:06 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=my-memorandums&amp;postid=3</comments>
<dc:creator>my-memorandums</dc:creator>
<guid>http://my-memorandums.blogfa.com/post-3.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>2- باز هم براي تو مي نويسم</title>
<link>http://my-memorandums.blogfa.com/post-2.aspx</link>
<description>بازهم براي تو , و ازتو مي نويسم .... &lt;BR&gt;اي اولين و اي آخرين! اي بهترين و اي برترين! &lt;BR&gt;من براي زندگي و زنده بودن &lt;BR&gt;و هر چه که دارم به تو, تا ابد , مديونم !  &lt;BR&gt;مرا در تاريكترين تاريكي ها از خودت دور مكن! &lt;BR&gt;من شعر بودن را از ياد تو دارم &lt;BR&gt;و دستهايم هميشه برايت از خواسته هاو نداشته ها حرفها دارند . &lt;BR&gt;دلم مي خواهد تا زنده ام تنها زمزمه ام آهنگ تو باشد و سرمشق زندگيم الفباي نام تو! &lt;BR&gt;به تو پناه مي آورم در تاريكي ها و شكر مي گويم در خوشي ها و صبر مي كنم در سختي ها ! &lt;BR&gt;خداي من!  آبي ترين آرزويم  &quot; درك وسعت و عظمت توست! &quot;&lt;BR&gt;تو همان پادشاه سرزمينهاي سبزي! تو همان نورپر از توحيدي! &lt;BR&gt; اي سايبان سبز زندگي من! ........   دوستت دارم! </description>
<pubDate>Mon, 25 Feb 2008 11:15:47 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=my-memorandums&amp;postid=2</comments>
<dc:creator>my-memorandums</dc:creator>
<guid>http://my-memorandums.blogfa.com/post-2.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>1- دوباره سلام!</title>
<link>http://my-memorandums.blogfa.com/post-1.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=2&gt;
&lt;P align=right&gt; دلم برای نوشتن تنگ شده بود....&lt;BR&gt;حتی برای همان حرفهای تکراری...&lt;BR&gt;برای نوشتن از خاطرات گذشته و خیالهای آینده...&lt;BR&gt;برای نوشتن از هر آنچه که در پشت بن بست ذهن می ماند...&lt;BR&gt;برای نوشتن از تمام دلتنگی ها....&lt;BR&gt;وشاید....&lt;BR&gt;برای نوشدن و یک تکرار دوباره...&lt;BR&gt;پس... دوباره  سلام!&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sun, 24 Feb 2008 07:56:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=my-memorandums&amp;postid=1</comments>
<dc:creator>my-memorandums</dc:creator>
<guid>http://my-memorandums.blogfa.com/post-1.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
